خوشه ای و تصادفی طبقه ای بعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل نتایج و داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مثل فراوانی، میانگین، انحراف معیار، تحلیل رگرسیون و… به وسیله بسته نرم افزار آماری SPSS صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی است 5/13% معلمان کارآفرینی بسیار قوی، 1/80% کارآفرینی قوی، 1/6% کارآفرینی ضعیف و 2/0% کارآفرینی بسیار ضعیف از خود نشان دادند که 6/93% بالاتر از حد متوسط و 4/6% نیز پائین تر از حد متوسط می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده، تأثیر مقیاسهای کارآفرینی معلمان در عملکرد آموزشی آنها معنی دار است. به این ترتیب نتایج تحلیل نمایانگر این نکته است که بین
خرده مقیاسهای کارآفرینی که عبارتند از توفیق طلبی، استقلال طلبی، گرایش به خلاقیت، ریسک پذیری، کنترل درونی با عملکرد آموزشی معلمان همبستگی معنا‌داری وجود دارد. (p<0/05) اما بین تحمل ابهام با عملکرد آموزشی معلمان همبستگی معنا‌داری وجود ندارد. (p>0/05)
واژه های کلیدی: کارآفرینی (توفیق طلبی، استقلال طلبی، گرایش به خلاقیت، ریسک پذیری، کنترل درونی و تحمل ابهام)، عملکرد آموزشی، نظری، فنی و حرفه ای، کار و دانش
فصل اول:
کلیات پژوهش
1- مقدمه
از میان نظام های مختلف اجتماعی، امروزه نظام آموزش و پرورش از بزرگترین و پیچیده ترین ابداعات بشری محسوب می گردد. لذا در هر کشور سرمایه های فراوانی در اختیار گروه بی شماری از معلمان و دبیران برای پروراندن و آگاه کردن جمعیت انبوهی از کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می گیرد.
از جمله عناصر در جریان آموزش و پرورش تأثیر و نقش معلم است که اهمیت آن بارزتر از سایر عناصر است. نحوه انتخاب و گزینش معلم، تربیت و پرورش، علاقه، انگیزه ها و نحوه ارتباط وی با دانش آموزان، میزان تحصیلات و عوامل دیگر تعیین کننده است. بنابراین چه از دیدگاه انسانی و چه از دیدگاه آموزشی همواره معلم به عنوان یک فرایند تأثیر گذار بر تدریس و آموزش مطرح می شود. (قاسم زاده دیزجی، 1377)
از آنجا که معلم، برجسته ترین نقش را در آموزش و پرورش پذیرفته و حساس ترین مسئولیت را دارد،
شایستگی های او در ایفای نقش و اجرای مسئولیت های خطیرش همواره مد نظر بوده است.
حتی امروز که پیشرفت دانش و تکنولوژی، رسانه های آموزشی بسیاری را در دسترس مردم قرار داده است، باز هم ارزش و اعتبار معلم و تدریس او به قوه خود باقی و در جامعه مطرح است.
از طرفی نیل به موفقیت تحصیلی و افزایش درصد قبولی دانش آموزان از جمله اهداف مهم آموزش و پرورش می باشد و تمام کوشش های مدرسه و نظام آموزشی به این نیت و هدف متمرکز می شود و انتظار آن است که دانش آموزان پس از طی محدوده زمانی مشخص بر ملاک ها و معیارهای پیشرفت دست یابند و ارتقا پیدا کنند، اما عوامل پیچیده و گاه ناشناخته ای این عملکرد آموزشی معلمان را تحت تأثیر قرار
می دهند. شناخت این علل که باعث پایین بودن درصد قبولی و گاهی اوقات افت تحصیلی می گردد علاوه بر جلوگیری از کاهش ضایعات اقتصادی و مهمتر از همه انسانی، باعث تخفیف مشکلات روانی و اجتماعی بسیاری در خانواده و جامعه می گردد.
همانگونه که بر همگان روشن است از مهمترین، آفت های نظام آموزشی جهان و کشور ما افت تحصیلی و پایین بودن درصد قبولی دانش آموزان است که همه ساله به صور گوناگون تعداد بسیار زیادی از استعدادهای بالقوه انسانی و منابع اقتصادی جامعه را هدر داده و نابسامانی های فردی و اجتماعی برجا
می گذارد. (حاجی، 1382)
عوامل بسیاری در افزایش درصد قبولی دانش آموزان و ارتقای کیفیت عملکرد آموزشی معلمان مؤثرند که یکی از مهمترین آن عوامل، می تواند قابلیت های کارآفرینی معلمان باشد.
کارآفرینی1 موضوعی است که از اواخر قرن بیستم مورد توجه محافل آموزشی کشورهای جهان قرار گرفته است. جهان در اواخر قرن بیستم، شاهد تغییرات بسیار گسترده در تمام عرصه های کسب و کار بوده است به طوری که مفاهیمی چون جهانی شدن، افزایش رقابت، توسعه فناوری اطلاعات، توجه به کیفیت کالاها و خدمات، مشتری مداری و مانند اینها، اداره امور را در بخش عمومی با چالش های جدی روبه رو کرده است. از جمله راهکارهای مؤثر دولتی برای رویارویی با این چالش ها، روی آوردن به بحث کارآفرینی در جامعه است. (نیازی و نصرآبادی، 1386)
کارآفرینی، به عنوان عامل کلیدی رشد و توسع? اقتصادی در عصر مدرن شناخته شده است و در مرکز رقابت بین المللی، این شرکت های کارآفرین اند که لب? تیز رقابتی آنها معطوف به انعطاف سازمانی و استراتژی تغییر مستمر در فرآیندها، محصول ها و طرح هاست. (پروکوپنکو و پاولین2، 1991)
کارآفرینی فرایندی است که مستلزم خلاقیت و نوآوری، خطرپذیری و برنامه ریزی است و از آن به عنوان موتور حرکت توسعه ی پایدار یاد می شود. بدون شک بررسی توانمندی های کارآفرینی در جامعه و گسترش آن می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات، اقتصادی و اجتماعی موجود باشد. (کوراتکو و هاجتس3، ترجمه محرابی و تبریزی، 1383) شومپیتر4 معتقد است کارآفرین یک مدیر صاحب ابتکار و فکر است که همراه با خلاقیت، خطرپذیری، هوش، اندیشه و وسعت دید، فرصت های طلایی می آفریند. کارآفرینی دارای ابعاد مختلف توفیق طلبی، مرکز کنترل درونی، خطرپذیری، استقلال طلبی، تحمل ابهام و خلاقیت است. (روحانی سروستانی و همکاران، 1388) کارآفرینی، بر خلاف صورت ظاهری آن، به
معنای ایجاد کار نیست و به صورت غلط متداول شده است؛ در حالی که ایجاد کار ممکن است یکی از نتایج کارآفرینی باشد. (صباغیان و همکاران، 1384) سه دلیل عمده کشورها برای توجه به مقوله کارآفرینی، تولید ثروت، توسع? تکنولوژی و اشتغال مولد است در حالی که در کشور ما، این مفهوم به اشتباه با اشتغال زایی مترادف شده است. (قاسم نژاد مقدم و سیدی، 1388)
کارآفرینی چیزی فراتر از ایجاد یک کسب و کار است. هرچند ایجاد کسب و کار یکی از واقعیت های مهم کارآفرینی شمرده می شود، اما تصویر کاملی از کارآفرینی نیست. خصوصیاتی همچون، جست وجوی فرصت ها، ریسک پذیری و اصرار بر تحقق ایده ها، ازجمله نشانه ها و ویژگی های کارآفرینان است. همچنین کارآفرینی، نشانه تلاش و موفقیت در کسب و کار است. کارآفرینان پیشگامان موفق در کسب و کارهای امروزی اند. درک فرصت ها، نوآوری و توانایی موفقیت آنها استانداردی است که امروزه، بنگاه های اقتصادی مستقل را با آن می سنجند و این استاندارد در تمام جهان پذیرفته شده است. (ایمنی قشلاق، 1388)
2- بیان مسأله
امروزه جوامع با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبه رو هستند. تحولات و دگرگونی های نظام اجتماعی- اقتصادی عصر حاضر ناشی از پیشرفت شگرف علمی و تکنولوژیک است که به نوبه خود به دیدگاه ها، ضرورت ها و نیازهای جدید منجر شده است. (تاج آبادی، مشایخی و مرادی نژاد، 1387)
تغییرات سریع محیطی، پیچیدگی و رقابتی شدن جوامع در عرصه های جهانی و از سویی رشد سریع جمعیت و افزایش نرخ بیکاری، اضطراب های اجتماعی ناشی از توزیع ناعادلانه درآمد، کیفیت نامطلوب زندگی برای برخی اقشار جامعه در عرصه ملی از سوی دیگر، معضلات و چالش هایی است که درگیر آنیم. برای پاسخ به این نیازها و همراهی با تحولات و دگرگونی های مزبور، دیگر نمی توان به فرایند های موجود اکتفا کرد. از این رو تداوم حیات و بقای جوامع نیازمند ارائه راهها و روش های جدید به منظور مقابله با مشکلات است. به همین دلیل نوآوری، ابداع، تولید محصولات جدید، فرایندها و روش های نو و در یک کلام “کارآفرینی” بیش از پیش ضرورت می یابد؛ (تاج آبادی، مشایخی و مرادی نژاد، 1387) چرا که انسان کارآفرین می تواند به مثابه منبعی نا محدود و محوری اصلی برای توسعه، پاسخگوی این مشکلات باشد.
نقطه آغاز تحولات و حل مشکلات را باید در نظام آموزشی جستجو کرد و گام نخست را ایجاد زمینه رشد و شکوفایی روحیه کارآفرینی در فراگیران دانست. (شیرزادی اصفهانی، 1385) امروزه، دانشجویان و
دانش آموختگان دانشگاه ها نیز دریافته اند که وارد محیط های کاری متغیر، پویا و پیچیده خواهند شد. عواملی مانند جهانی شدن، رقابت و رشد سریع فناوری، دنیای فرصت های کاری و انتظارات کارفرمایان را تغییر داده است و آنها نیاز به کارکنانی دارند که رفتارها و گرایش های کارآفرینانه از خود نشان دهند. (دراکر5،